X
تبلیغات
رایتل

می نویسم بر باد، تا نماند در یاد...

یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد...

چهارشنبه 7 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 07:53 ب.ظ

خزان...

من

خزانی می شناسم

که هر برگ زردش

بهار عاشقانه ای ست

که پیش پای تو می افتد

و از خش خش گل های خفته اش

بوی ابهام عشق در تو می پیچد

کمی آهسته تر بردار

قدم هائی که می بارد

برین احساس آواره

که هر برگی که می افتد

 پروانۀ غمگینی ست 

در بوی آشنای تو

دلی که درگیر پائیز ست !

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :