X
تبلیغات
رایتل

می نویسم بر باد، تا نماند در یاد...

یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد...

یکشنبه 7 دی‌ماه سال 1393 ساعت 01:10 ق.ظ

تا تو دارم....غزل ششم

تا به زانو رمق تا که به تن جان دارم

صد هزاران گله زان زلف پریشان دارم

هرکس از ساخته ی وهم خود آیینی ساخت

من سر زلف تو را رشته ی ایمان دارم

تو و بیماری چشمت، من و بیماری دل

از دو بیمار غم و رنج فراوان دارم

گر خیال تو شود همدم من هر شب و روز

نه غم از درد و نه اندیشه ی درمان دارم

تا دگر با من و دل حسرت رویت چه کند

ترسم افشا شود این راز که پنهان دارم

مردم از آتش اندوه و نفرمود طبیب

غیر دیدار تو در عمر چه درمان دارم


واگویه های پسری کله معلق

بتاریخ ششم زمستان سال نود و سه

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :