X
تبلیغات
رایتل

می نویسم بر باد، تا نماند در یاد...

یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد...

پنج‌شنبه 9 بهمن‌ماه سال 1393 ساعت 12:47 ب.ظ

روی تو... غزل چهاردهم

روزی به صفحه ی دل روی تو میکشیدم

خود را به هر خیالی سوی تو میکشیدم

با کلک خود به زحمت شاید که وا رهانم

دل را من از شکنج موی تو می کشیدم

زنجیر روی زنجیر، مخلوط مشک و عنبر

موی تو می نوشتم، بوی تو می کشیدم

ذکر و نماز و تسبیح بیهوده بوده ما را

باید که جان و دل را سوی تو می کشیدم

مهپاره ها به چشمم پتیاره جلوه می کرد

هر لحظه ای که ماه روی تو می کشیدم

مهر تو باغ رضوان قهر تو نار سوزان

این بود اگر که وصف خوی تو می کشیدم

معجز نداشت موسی خوش گفتی ای همایون

گر در بر عصایش گوی تو می کشیدم



واگویه های پسری سر به هوا

بتاریخ سی و نهم زمستان

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :